close
دانلود آهنگ جدید
داستان : جشن به یاد ماندنی پارت 12 (ارسالی اعضا)
جستجوگر وب
داستان : جشن به یاد ماندنی پارت 12 (ارسالی اعضا)

 

نام داستان : جشن به یاد ماندنی

نویسنده : 💙Sonic Girl💙

""سلام من یک داستان نوشتم که بنظرم باحاله عینک امیدوارم خوشتون بیاد""

 

 

شروع پارت 12 :


(از زبان تیلز) 
احساس درد...وای همه جام درد میکنه!طوری که جون نداشتم چشمامو باز کنم به سختی پلکامو بالا بردم و دیدم روی تختی دراز کشیدم و اگمن جلوی چشمم بود و داشت با کامپیوترش کار میکرد دیگه تحمل نکردم دوباره چشمام بسته شد 
تاریکی... 
دردم کم تر شده بود سریع چشمامو باز کردم دیدم روی زمینم ازجام بلند شدم توی یک قفس از جنس همون رباتا بودم که بزرگ تر بود و یک کامپیوتر هم توش بود اربات به محظ اینکه منو ایستاده دید برگشت و به اگمن گفت(قربان اون بهوش اومده) 
اگمن روی صندلیش داشت با کامپیوترش کار میکرد و با شنیدن صدای اربات چرخید و به سمت من اومد و چند تا کاغذ انداخت جلو پام نگاهشون کردم چندین معادله سخت پرسیدم (اینارو چرا میدی به من؟) 
اگمن:چون تو باید برام حلشون کنی 
تیلز:چرا باید برات کار کنم 
اگمن:که جونتو از دست ندی 
و با خنده شیطانیش روی دکمه زد و یک دفعه یک شیشه دور قفسو گرفت و هوا درحال تغییر بود خیلی سردم شد اونقدر که داشتم میلرزیدم نشستم روی زمین اگمن اون شیشه رو با یک دکمه داد بالا و اومد سمتم گفت:فعلا درد زیادی نکشیدی اما اگه برام کار نکنی بدتر از اینم میبینی) 
درحالی که هنوز صدام بخاطر سرمای شدید میلرزید گفتم:خیلی پستی 
اگمن خنده ای کرد و گفت:میدونی چطوری اون رباتارو درست کردم؟از خودت کمک گرفتم و تو نفهمیدی احمق!) 
با تعجب پرسیدم منظورت چیه 
اگمن تو کاری ترین معادلمو برام حل کردی بنظرت من برگه های پروژمو همینطوری روی میز ول میکنم/یا اربات و کیوباتو میزارم تا مراقبت باشن؟درحالی که میدونم خودت دست منو تو مهندسی از پشت میبندی؟همش نقشه بود بچه اون پروژه جت درباقه معادلات این رباتا بودن تو گول خوردی پسر!اربات و کیوبات خیلی راحت معادله حل شده رو پیشم اوردن و من خیلی راحت درستش کردم تو درست پیش بینی کرده بودی اوضاع از این بدترو بدتر میشه البته فقط واسه شماها)و شروع کرد به خنده های شیطانی 
با این حرفش رفتم تو فکر درسته چون وقتی که معادلش نصفه کاره بود ما به سختی تونستیم ربات بمب انداز رو از بین ببریم ولی بعد از کامل کردن جت اسپید این رباتا ضد ضربه شدن و من تا بحال اون ماشینو امتحان نکرده بودم چطور حواسم نبود! 

دستمو چنگ زدم توی موهام چشمام گرد گرد شده بود که اگمن داد زد: (و حالا زود باش برو سرکارت!اینا مال سیستمای امنیتی هستن جوری طراحیشون کن که سونیک نتونه بهشون نفوذ کنه) 
نشستمو قلمو گرفتم دستم...


پایان پارت 12

 


 به انجمن خانواده سونیک بپیوندید:

تلگرام | گروه تلگرام | واتساپ | میهن‌ویدیو | آپارات | اینستاگرام روبیکا

 

[ شنبه 27 مهر 1398 ] [ 14:6 ] [ Ultra Instinct Sonic ] [ بازدید : 33 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
فعالیتهای انجمن (سه شنبه 22 مرداد 1398)
دانلود بازی شدو خارپشت (پنجشنبه 21 آذر 1398)
دانلود بازی Sonic riders (پنجشنبه 21 آذر 1398)