close
دانلود آهنگ جدید
داستان : جشن به یاد ماندنی پارت 8 (ارسالی اعضا)
جستجوگر وب
داستان : جشن به یاد ماندنی پارت 8 (ارسالی اعضا)

 

نام داستان : جشن به یاد ماندنی

نویسنده : 💙Sonic Girl💙

""سلام من یک داستان نوشتم که بنظرم باحاله عینک امیدوارم خوشتون بیاد""

 

پارت هشتم

باهم به پایگاه اگمن رفتیم ولی نه با تورنادو چون ممکن بود پیدامون کنن پس من پرواز میکردم و سونیک هم دست منو میگرفت خداروشکر رباتای اگمن احمق تر از اونی بودن که ما دوتارو تو هوا تشخیص بدن 
روی سقف رفتیم و از هواکش بی سروصدا وارد شدیم خودشه!دوستامون تو اتاق اصلی بودن با قفسایی از جنس همون رباتای ضد ضربه 
منو سونیک از کانال کولر داشتیم میدیدیم که اگمن بچه هارو داشت مسخره میکرد و میگفت او ببین کیا گیر افتادن سونیکو دوستاش ولی صبر کن سونیک که نیست پس باید یک اسم دیگه روتون بزارم فهمیدم!دوستای سونیک بزدل چطوره؟ 
چهره سونیکو دیدم که از عصبانیت داشت دندوناشو به هم میفشرد ولی بعد از شنیدن این حرف اگمن که میگفت چون اون فرار کرده و جون خودشو نجات داده و اصلا به فکر دوستاش نیست 
شرمنده شد و سرشو انداخت پایین حسشو درک میکردم خب رهبرمون اون بود رییسمون اون بود کسی که قوی تر بود, سونیک بود و وفتی نتونه کمکی بکنه احساس شرمندگی طبیعیه 
اگمن داشت ادامه میداد که گفت شماها خیلی احمقین خیلی راحت تونستم گولتون بزنم و بهترین رباتای دنیارو مال خودم بکنم 
استیکس بلند شد و گفت منظورت چیه که گولمون زدی 
اگمن داشت مقدمه سازی میکردو میگفت خب میدونید تولد سونیک برام خیلی اهمیت داشت بخاطر همین خواستم یک هدیه خاص بهش بدم هدیه فراموش نشد ولی مغزی رو که من دارم تیلز بهترشو داره 
تا گفت تیلز چشمام مثل توپ تنیس گرد شد و دیدم که سونیک با تعجب بهم نگاه میکنه اگمن ادامه داد 
پس با یک نقشه ی عالی ازش برای هدیه کمک گرفتم 
ناکلز:تیلز چیکار کرده؟ 
اگمن:اون بماند هروقت دوستای ترسوتونو گیر انداختم اونوقت همه چیز معلوم میشه 
سریع رو به سونیک کردمو گفتم خیلی خب ما به یک نقشه نیاز داریم سالنی که اگمن دکمه های قفسارو گذاشته هرجاباشه اینجا نیست سونیک تو باید بری و کامپیوتر اصلی رو پیدا کنی بعد بهش فلش ویروسی رو دادم و گفتم اینو وصل کن به کامپیوتراش اسین ویروسا اونقدر قوی هستن که همه ی دستگاههارو برای مدتی از کار بندازن منم حوتس اگمنو پرت میکنم سونیک گفت باشه من میرم ولی بعدا این قضیه ی کمک به اگمنو بهم میگی 

تاحالا ندیده بودم باهام با این لحن حرف بزنه خیلی جدی و همینطور سرد بود سونیک رفت دنبال کامپیوتر منم پریدم پایین اگمن با سروصدایی که ایجاد شد سرشو چرخوند و منو دید بعد دکمه ی حمله ی رباتارو زد و رباتاش به سمتم حرکت کردن 
پریدم روی قفس ناکلز اون مشتشو از لای میله ها بیرون اورد و به یکی از رباتا زد با اینکه کاریش نشد ولی افتاد زمین و من تونستم فرار کنم چندتا از رباتارو با پرتوی الکتریکیم به هم بستم 
استیکس از پشت میله ها بوم رنگشو پرت میکرد و به رباتا میزد تا به من نزدیک نشن 
امی با پرتوی الکتریکی صورتی رنگش مثل شلاق به محکم به سر رباتا میزد و روی زمین می افتادن 
یهو همه ی دستگاه ها خاموش شدن و قفس ها هم از هم باز شدن و رباتا خاموش افتادن رو زمین فهمیدم نقشم کار کرده از خوش حالی بلند گفتم:خودشه! 
که سونیک اومد پیش ما و با بچه ها پا به فرار گذاشتیم داشتیم میرفتیم بیرون که درست جلوی من در بسته شد و همه ی دستگاه ها دوباره روشن شدن همه رفتن و من محکم به در تنه میزدم ولی باز نمیشد 
صدای پای رباتای ضد ضربه که روی زمین راه میرفتن و به من نزدیک و نزدیک تز میشدنو شنیدم 
تنو بدنم از ترس لرزید برگشتم و یکی از رباتارو دیدم ولی بعد ضربه ی محکمی به سرم وارد شد و هنوز از توی هوا روی زمین نیوفتاده بودم همه جا تاریک شد... 
امیدوارم از این قسمت خوشتون اومده باشه در پارت بعد به همراه سونیک و امی دوست داشتنی و دوستاشون ماجراهای خوبی رو دنبال میکنیم منتظر پارت بعد باشید

 

به باشگاه‌هواداران‌سونیک بپیوندید:

 تلگرام | گروه تلگرام | واتساپ | میهن‌ویدیو | آپارات | اینستاگرام 

[ پنجشنبه 21 شهريور 1398 ] [ 16:20 ] [ Ultra Instinct Sonic ] [ بازدید : 28 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
فعالیتهای انجمن (سه شنبه 22 مرداد 1398)
دانلود بازی شدو خارپشت (پنجشنبه 21 آذر 1398)
دانلود بازی Sonic riders (پنجشنبه 21 آذر 1398)