close
دانلود آهنگ جدید
داستان : جشن به یاد ماندنی پارت 5 (ارسالی اعضا)
جستجوگر وب
داستان : جشن به یاد ماندنی پارت 5 (ارسالی اعضا)

 

نام داستان : جشن به یاد ماندنی

نویسنده : 💙Sonic Girl💙

""سلام من یک داستان نوشتم که بنظرم باحاله عینک امیدوارم خوشتون بیاد""

پارت 5 :

داشتم اطلاعات کامپیوتر اگمنو بررسی میکردم اما هیچی درمورد رباتای جدیدش نبود چشمم به یکی از پروژه های اگمن افتاد که بایک فرمول نصفه تموم میشد اسم پروزه جت بود و هدفش تنظیم سرعت ماشین یا دستگاه سریع تر از سونیک بود
ایول خودشه!همون چیزی که من نیاز دارم فقط باید اون فرمولو تموم میکردم خیلی راحت حل شد و ماشین سونیک اماده شد من بهش میگم جت اسپید خب روز تولد رسید بعد از جشن گرفتن نوبت کادوها شد
امی خیلی اصرار داشت که کادوش رو سونیک خودش باز کنه توی یک جعبه ی قلبی شکل بود درشو که باز کرد یه جفت کفش جدید درست مدل کفشای سونیک بود
کادوی ناکلز یک وزنه ی سنگی خیلی بزرگ بود که معمولا خودش میتونست استفاده کنه چون بقیه به هیکلش نمیرسن
استیکس یک برگ که بغچه کرده بود اورد توش پر از گل و حلزون بود همه قیافه هامون درهم شد استیکس گفت:اینا حلزونای عادی نیستن اینا از روحت محافظت میکنن سونیک و برای کسب قدرت باید توی گلا باشن اینطوری از شر ارواح در امانی (توهم استیکس)خب دوسش داری؟
سونیک با حالتی که نخواد استیکسو ناراحت کنه گفت:چه جالب خیلی خلاقانست خیلی ممنون استیکس
نوبت کادوی من شد وایی!خیلی هیجان زدم قطعا کادوی منو خیلی دوست داره شاید به محظ اینکه ببینتش از خوشحالی جیغ بزنه یا حتی قش کنه پارچه رو از روی ماشین کشیدم
تیلز:و این کادوی من جت اسپید!
سونیک:وای چه طرحای باحالی داره خصوصیتش چیه؟
تیلز:ینی معلوم نیست؟اونقدر سریع میره که خودتم ازش جا میمونی
دیدم قیافش در هم شد اصلا واکنشی که انتظارشو داشتم نشون نداد پرسیدم:مشکلی پیش اومده؟
سونیک:نه هدیه ی واقعا قشنگیه تیلز دستت درد نکنه رفیق!
درست همونجوری که از استیکس تشکر میکرد گفت من واقعا نمیخواستم اونو ناراحتش کنم ولی حسابی شرمنده شدم بعد از جشن خسته و کوفته رفتم تو تختم نمیدونستم کجای اون ماشین بد بود ولی هرچی که بود انگار هدیه ی خوبی نبود توی همین فکرا بودم که پلکام سنگین شد و خوابم برد...
با صدای در از خواب بیدار شدم ساعت 6 صبح بود  با خودم غرغر کردمو گفتم ای خدا اخه کی این موقع میاد مهمونی کورمال کورمال رفتمو درو باز کردم اوربات و کیوبات بودن و از طرف اگمن برام پیامی اورده بودن که میگفت برم به پایگاهش اونم تنهایی

پایان پارت 5 ....

 

به باشگاه‌هواداران‌سونیک بپیوندید:

تلگرام | گروه تلگرام | واتساپ | میهن‌ویدیو | آپارات | اینستاگرام 

 

 

[ جمعه 15 شهريور 1398 ] [ 11:54 ] [ Ultra Instinct Sonic ] [ بازدید : 19 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
فعالیتهای انجمن (سه شنبه 22 مرداد 1398)
دانلود بازی شدو خارپشت (پنجشنبه 21 آذر 1398)
دانلود بازی Sonic riders (پنجشنبه 21 آذر 1398)