close
دانلود آهنگ جدید
داستان : جشن به یاد ماندنی (ارسالی اعضا) پارت 2
جستجوگر وب
داستان : جشن به یاد ماندنی (ارسالی اعضا) پارت 2

 

 

نام داستان : جشن به یاد ماندنی

 

نویسنده : 💙Sonic Girl💙

"میدونم قسمت قبلش خسته کننده بود ولی الان تازه ماجرای اصلی شروع میشه "

 

سونیک:سلام تیلز چطوری گفتم برم مت برگر یچیزی بخورم توام میای؟
تیلز:امم نه ممنونم فکر کردم کار مهمی پیش اومده که تا کارگاه اومدی
سونیک:نه خب گفتم شاید گشنت باشه تازه از مت برگر تا اینجا که راهی نیست
تیلز:ممنون ولی من تازه ناهار خوردم شاید دفعه بعد
سونیک:خیله خب راستی امشب همه خونه من جمعن توام بیا
تیلز:چیکار میخواین بکنین؟
سونیک:فقط میخوام یکم دور هم باشیم و بازیای باحال کنیم
تیلز:اوو باشه حتما میام
سونیک:خسله خب فعلا
(از زبان تیلز)
وای نه!!پس فردا تولدشه و من هنوز رو طرح اولیه ی ماشینم باید عجله کنم
از همون موقع تا وقت بازی اونجا بودم
ایول!!طرح روش تموم شد خیلی خفن شده حالا فقط یه مرحله مونده باید تحقیق میکردم تا ببینم چی باعث میشه که سرعت ماشین افزایش پیدا کنه من عاشق این مرحلم ولی نه باید برم خونه ی سونیک
با سرعت تمام خودمو رسوندم نگران بودم که نکنه ناراحت شده باشن در زدم کسی جواب نداد و چراغای خونه خاموش بود بعد از اینکه دوباره در زدم سونیک دروباز کرد ازش پرسیدمبچه ها کجان؟)گفتاوه رفیق بهت نگفته بودم امروز همه خسته بودن قرار شد فردا تو ساحل)
بعدشم یک خمیازه ی بلند کشید و با چشمای خستش گفتحالام لطفا اجازه بده بخوابم خیلی خستم
و بعد درو بست
خیلی عصبانی شدم خسته ای ؟ خسته ای !!پس منو چیمیگی که دستام شکست تا یه طرح باحال بکشم اونم فقط تو دوساعت حالا به من میگه خسته اه!چرا منو یادش نبود که بهم بگه اصلا نیازی نبود که بیاد اخه میتونست باهام تماس بگیره دستامو مشت کردم و شونمو انداختم بالا و با قیافه ای در هم رفتم خونه
روی مبلم دراز کشیدم تا خوابم ببره من به انرژی بیشتری برای فردا نیاز داشتم درحال فکر کردن به کارای فردا و ماشین سونیک بودم که کمکم پلکام سنگین شد و خوابم برد...
وقتی چشمامو باز کردم دیدم توی جشن تولد سونیکم تو حیاط مت برگز تزعین شده بود بوی پیتزا و ساندویچ همه جارو پر کرده بود

خیلی بزرگ همه ی مردم جمع شده بودن و باهم خوش میگذروندن نگران کادو شدم تا اینکه دیدم کنارمه خیلی سریع بود خیلی جالب شده بود روش یک پارچه انداختم تا کسی نبینه بعد رفتم دنبال سونیک اون داشت کنار میز مت برگر با ایمی حرف میزدو میخندید یهو صدای جیغ چند تا دختر بچه اومد با صدای مهیب انفجار بومم!از جام پریدم به دوروبرم نگاه کردم تو اتاق هنوزب روی مبل بودم تازه فهمیدم که همش خواب بوده ناله ی کوچیکی کردمو به ساعت نگاه کردم 9 صبح بود بومم!!یک انفجار دیگه ولی این یکی نزدیک تر بود رفتم سمت پنجره وای نه!!اون ربات جدید اگمن بود که با پرت کردن بمب داشت به کارگاهم نزدیک میشد!!

پایان پارت دوم....

 

[ دوشنبه 11 شهريور 1398 ] [ 9:56 ] [ Ultra Instinct Sonic ] [ بازدید : 68 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
فعالیتهای انجمن (سه شنبه 22 مرداد 1398)
دانلود بازی شدو خارپشت (پنجشنبه 21 آذر 1398)
دانلود بازی Sonic riders (پنجشنبه 21 آذر 1398)